مولا جــان! هنوز چشمه جوشان قـلــه امـيدم مي‏جوشد و زمختي

مولا جــان! هنوز چشمه جوشان قـلــه امـيدم مي‏جوشد و زمختي قلبم را شستشو مي‏دهد و كوير زيباي دلم هم گل‏ها و درختان امـيـد بـخـشي را در خـود مي‏رويـانـد. به اميد آن روز كه خاك پاي سربازانت را توتياي چشمان به غبار نشسته‏ام بكنم.
دیدگاه ها (۳)

نفس رسیده به جایی که مرگ می خواهدخدا کند که بیایی که مرگ می ...

آقا اجازه هست به خانم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟!!! مردی داخ...

بریده روزگار بی تو صبر آشنایت رانسیمی از نفس افتاده ام از نی...

#سلام _مولای غریب تنهایم گفتند رفته ای که بیایی...ولی هنوزای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط