‌‌

‌‌
#هاتف

دارم ز غــم فـراق یـاری کـه مپرس
روز سیـهی و شـام تـاری کـه مپرس

از دوری مـهر دل فـروزی اسـت مـرا
روزی که مگوی و روزگاری که مپرس
دیدگاه ها (۳)

خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشدآیینه صفت محو تماشای تو باش...

نه از گل می گشاید دل، نه از گلزار عاشق راکه باغ دلگشایی نیست...

آغوش باز کردمو در بر گرفتمش،با خرمنی شکوفه تر روبه‌رو شدماو ...

آن که تسبیح ز دستش نفتادی هرگزدیدمش دوش سر شیشه به لب وا می ...

ما چون دو دریچه روبروی همآگاه ز هر بگو مگوی همهر روز سلام و ...

هر روز دلم در غم تو زارتر استوز من دل بی‌رحم تو بیزارتر استب...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط