سخت است درک کردن دختری که غم هایش را خودش میداندودلش… که

سخت است درک کردن دختری که غم هایش را خودش میداندودلش… که حسرت میخورند بخاطر شاد بودنش.. به خاطر لبخند هایش.. و هیچکس جز همان دختر.. نمیداند چقدر تنهاست.. که چقدر میترسد از باختن. از یخ زدن احساس و قلبش از زندگی.
دیدگاه ها (۴)

زندگی انگارتمام صبرش رابخشیده است به من هرچه من صبوری میکنم ...

⇦خـــــدایــــــــا ⇨کــــاش ✔✖میــدانســتـــی بــــرای کـــ...

...

وقتی به علاوه ی خدا شدم منهای همه چیز می توانم زندگی کنم...

بقیش●سوناده کنار تخت ساسکه نشست، موهای بلندش را از روی شانه ...

این بود و لحظه ای که تهیونگ منتظری بود قلبش سوست شد چشم هایش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط