(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠My blood, sweat and tears ⁩(⁠˙⁠❥⁠˙)

(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠My blood, sweat and tears ⁩(⁠˙⁠❥⁠˙)
part 14

همه در آن عمارت مشغول بودن عده ای دنبال تزیٔین عمارت بودن عده ای دنبال آماده شدنشان بودن جی آه که همراه پسرش پایین پله ها ایستاده بود . مشغول حرف زدن درمورد ازدواج شون حرف میزدن صدای پاشنه های کسی که رویه پله ها می آمد توجه آن دونفر را جلب کرد لی آهو با لباس بلند بشدت ساده بدون هیچ آرایشی از پله ها پایین اومد
بلافاصله مادر تهیونگ لب زد جی آه : دخترم چرا آماده نشدی
تنها همین حرف باعث شکستن قلب آهو شد بعضی راه گلویش راه گرفته بود با کار های که خانواده اش میکردن حال رو کوچیک ترین چیزی بغض اش می‌گرفت با اینکه آماده شده بود او اینطوری صحبت کرد یعنی خوشگل نشده بود تنها سکوت را انتخاب نمود با اینکه جی آه زن مهربانی بود و قصد ناراحت کردنش را نداشت بلافاصله تهیونگ دست به سینه ایستاد
تهیونگ: این لباس مناسب نیست بهتره یکی دیگه رو انتخاب کنید
به طرف مادرش بیان نمود قدم برداشت تا برود درحالیکه از کنار لی آهو رد میشد نگاهش افتاد سمته دست باند پیچیده اش کنجکاو از اینکه چه اتفاقی افتاده برایش از کنارش رد شد جی آه با لبخند سمته لی آهو رفت در همین حین مین هی هم سر رسید جی آه : بریم یه لباس مناسب انتخاب کنیم ........ مین هی : بریم واسه انتخاب لباس زود زود که دیر شده
لی آهو بدون حرفی همراه شون رفت با اینکه به غرورش برخورده بود چیزی نگفت شاید این سرنوشتش بود که باید اینجوری زندگیش می‌گذشت اما اون باز هم راضی بود چون اومیدی به تهیونگ داشت در همین حین که با افکارش درگیر بود به اتاقش رفتند بلافاصله مین هی گوشی اش را برداشت و در خرید آنلاین گشت روبه مبل تو اتاق نشسته بودن مین هی و جی آه درحال انتخاب کردن لباس بودن اما لی آهو در سیاه چاله افکارش گم بود به لحظه فکر کرد داره اشتباه میره اما وقتی یاده تهیونگ می افتاد نظرش عوض میشد نفسی از تحه دلش که مثله خون بود کشید همیشه با خودش فکر میکرد خونی که در دلش بود و اشکی که در چشمانش همیشه جاری هستند به روزی به پایان می‌رسید یا نه ؟ با صدای مین هی از سیاه چاله افکارش خلاص شد مین هی : ما این لباس رو پسندیدم نظره تو چیه
نگاهی به لباس انداخت یه لباس بلند که از رون پا به پایین توری بود طرف بالا طرح خاص و همچنین پارچه خاصی داشت به رنگ صورتی اما مانع ای وجود داشت لی آهو : این خیلی خوشگله اما مادرم اینا نمی‌پسندن
جی آه : از این به بعد تو عروس و همچنین دختر من هستی هرجور لباس بپوشی اشکالی نداره پس نگران نباش
مین هی : پست حله همین لباس رو سفارش میدم تا وقتی میکاپت کنم اونم میرسه
گوشی را کنار گذاشت سپس لی آهو هم بلند شده سمته میز آرایش قدم برداشت روی صندلی نشسته منتظر مین هی ماند
دیدگاه ها (۸)

سلام به همه گی خواستم بدونم زحمت های که واسه این فیک میکشم ا...

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 96 ⁠`⁠ლ⁠جیمین : ات همچین کاری نکن ...

ادامه پارت ۱۳تهیونگ نگاهی به سر تا پای دختره انداخت با همان ...

˙⁠❥⁠˙⁠)⁠My blood, sweat and tears ⁩(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)⁠part 13 در داخ...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: پانزدهممین جی: از عصبانیت و حر...

اسم فیک:عشق اجباری منپارت: بیست و دوم "ویو مین جی"به سمت اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط