خدا گفت ببرینش جهنم برگشت نگاهی به خداکرد

خدا گفت ببرینش جهنم برگشت نگاهی به خداکرد
خداگفت:نبرینش اورابه بهشت ببرین!فرشتگان سوال کردندچرا?
جواب آمد:چون اون هنوز به من امیدواراست...
دیدگاه ها (۱)

♥میخــــــــــوام دعــــــــــــا کنــــــــــــم♥نه برای خـ...

..

به کسانی که لا به لای مشغله شان وقتی برای شما پیدا میکنند اح...

چه زود دیر می شود !در باز شد ،بر پا ،بر جا ...درس اول :بابا ...

پارت ۴ | آن شبهلیا هنوز دستش روی سرش بود.تصویرهایی کوتاه و ن...

🍷 شراب قرمزقسمت چهارم: صدای پشت دررینا تمام شب نتوانست بخواب...

اسم رمان : در جستجوی چه چیزی ؟پارت ۱۹ ( از زبان راوی )لیلی و...

🦢 پارت دوم | یک هفته تا عروسیصبح روز بعد، خانه از همیشه شلوغ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_78رنگم از استرس زیاد پریده ب...

★彡   Part 46 彡★ مدتی بعد از شام، همه تو سالن بودیم و هرکس یک...

پارت ۲۵ساعت از سه گذشته بود که صدای در اومد. نه کوبیدنِ آروم...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط