روانی دوست داشتنی

روانی دوست داشتنی
*پارت چهارم*
که دکتر گفت باردارم ارتین خیلی خوشحال شد ولی من نه
رفتیم خونه دیدم که کل خانواده ارتین و دختر عموش اومدن خونمون راستش دختر عموی ارتین از من بدش میاد چون روی ارتین کراشه

-به خبر
&﷼/چی
-به نی نی تو راهه
&﷼/بالاخره که این هرزه مادرش قرار نیست باشه
پدر ارتین &
مادر ارتین﷼
دختر عموش/
-اره قرار نیست (جدی)
که یهو دیدم دختر عموش دستش و دور گردن ارتین حلقه کرد
/عشقم بیا بریم خرید
-باشه عشقم بریم
+منم بیا....
&﷼/تو نیاز نیست بیای هرزه
و همشون باهم خندیدن
منم رفتم طبقه بالا نشسته بودم که بهو گشنم شد
رفتم از پله ها پایین که......
دیدگاه ها (۱)

روانی دوست داشتنی*پارت پنجم*که یهو از رو پله ها افتادم پایین...

روانی دوست داشتنیپارت ششماینقدر صداش ضعیف بود که دلم سوخت به...

روانی دوست داشتنی*پارت سوم*-مادرش میشه زن جدیدم بعد کشتن تو ...

روانی دوست داشتنی*پارت دوم*نامه:ارتین من دیگه ازت خوشم نمیاد...

هرزه ی حکومتی پارت ۳ کوک :....قانون ۱ اصن توی اتاق کار من نم...

#آرزویی_رویایی 🦋🎂پارت 7ساعت 7:هیجو:دیگه بریم ددییه جون:اوکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط