شهر از هجوم خاطره هایت به من پُر است

شهر از هجوم خاطره هایت به من پُر است
بعد از تو شهر از منِ دیوانه دلخور است

از من که بین بود و عدم پرسه میزدم
تو بودی و کنار خودم پرسه میزدم

تو بودی و تمام غزل ها ترانه ها
من بودم و تمام ستم ها بهانه ها

من بودم و مجال شگفتی برای عشق
تو بودی و تحمل سخت بهای عشق

قلبم به خاطر تو مرا طرد کرده است
میسوزد از کسی که تو را سرد کرده است

از عشق رد شدی که من از ترس رد شوم
دیگر نمیتوانم از این درس رد شوم

این بار آخر است برای خودم نه تو
من پشت خط فاجعه عاشق شدم نه تو

گرداب را درون خودت غرق میکنی
تو با تمام حادثه ها فرق میکنی
دیدگاه ها (۱)

چه کسی می‌فهمد در دلم رازی هست ؟می ‌سپارم آن را ، به خیالِ ش...

لذتِ دنیا...داشتن کسی ستکه دوست داشتن را بلد است.به همین ساد...

یادت باشد هیچ کس از تنهایی نمی میردفقط حرف آمدن که می شودانت...

اینی که من دارم میکشم،درد بی تو بودن نیست تاوان با تو بودنه....

🎶..هزار ساله که شوم اگر مانده باشی مستترت خواهم کرد آنگونه ک...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط