نمیدانم چرا

نمیدانم چرا ،
اما برایت سخت دلتنگم
در این مسلک که صورت های بی احساس بسوی قلب های ساده می تازند
من اینجا در صف مرگ شقایق ها برای رنگ چشمان تو دلتنگم . . .
دیدگاه ها (۲)

نه التماس می‌کنمنه خیره خیره نگاهتفقط آه می‌کشم و سکوت میکنم...

معشوقه ای پیدا کرده ام به نام روزگاراین روزها مرا در آغوش خو...

سخت استفراموش کردن کسیکه با اوهمه چیز و همه کس رافراموش می ک...

لغت نامه های دنیا را باید آتش زد. جلوی واژه ی نبودن نوشته ان...

موسیقی

کتاب پاستیل‌ های بنفش از کاترین اپل گیت است و داستان جکسون، ...

فراموش میشوی؟تو در خیال من زنده ای!با تو مینوشم،میخورم،می رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط