#دیالوگ_برتر...

#دیالوگ_برتر...






آدم رؤیایی، خاکستر رویاهای گذشته‌اش را بیخودی بهم می زند،
به این امید که در میانشان حداقل جرقهٔ کوچکی پیدا کرده و فوتش کند تا دوباره جان بگیرند،
تا این آتش احیا شده قلب سرمازدهٔ او را گرم کند و همهٔ آن‌هایی که برایش عزیز بودند، برگردند...



📚 شب‌های روشن
🕴 فئودور داستایفسکی
دیدگاه ها (۴)

🎭🖤 آخرین نقش 🖤🎭گاهی زندگی، ما را مجبور می‌کند نقشی را بازی ک...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها. (بخش اول)

P12از همان روزی که خبر نامزدی ارباب در عمارت پیچید، سکوت همی...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

آدم رؤیایی، خاکستر رویاهای گذشته‌اش را بیخودی بهم می زند، به...

آدم رؤیایی، خاکستر رویاهای گذشته‌اش را بیخودی بهم می زند، به...

_______آدم رؤیایی،خاکستر رویاهای گذشته‌اش را بیخودی بهم می ز...

‍ آدم رؤیایی، خاکستر رویاهای گذشته‌اش را بیخودی بهم می زند، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط