𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:74

بعد چند مین دعوا بالاخره یونگی موفق به جدایی آنها شد.. گوشه لب تهیونگ پاره شده بود و گونه هوسوک کبود.

+هیچوقت نباید بهت میگفتم که برگردی..

×پس چرا گفتی...

+فکر میکردم آدم شدی.. نمیدونستم قصد داری نقشه ام رو خراب کردی، عوضی

مین که لبه تخت نشسته بود رو به تهیونگ کرد.

•مگه قراره این نقشه ک.یری تو ادامه بدی؟ مگه نگفتی عاشقش شدی

کیم ساکت شد.. تردید به سراغش آمد و دستانش مشت شد... ادامه این نقشه هم به خودش و هم به معشوقش آسیب میزد.

×عشق؟

با تمسخر خندید.

×توی حرومی اون روز روی صخره داد زدی که "میمیرم ولی عاشق پسر دشمنم نمیشم!" چیشد؟ چرا نمردی؟ صبر کن ببینم.. تو جز کینه و نفرت احساس دیگه ای هم داری؟ کیم مادر ف.اکر تهیونگ؟!

•هوسوک بس کن.. اون دهن لعنتی تو ببند

ولی جوابی از تهیونگ شنیده نشد.. درسته.. در بازی عشق او حالا بازنده بود



[یک هفته بعد]

"بیب لطفا بهم گوش بده"

"یک هفته هست اون صدای قشنگتو نشنیدم لطفا گوشی تو جواب بده"

"لاقل یک پیام بده بگو زنده ای"

"چرا نمیای شرکت"

"کوک دارم دیوونه میشم.. لطفا بزار یک بار ببینمت.. از دور"

"شنیدم خونه خریدی، جیمین آدرستو بهم نمیده.. انگار با آنا زندگی میکنی.. انقدر زود فراموشم کردی؟"

و کلی پیام دیگر..
پسر گوشی را کنار گذاشت و سیگار نیمه سوخته اش را زمین انداخت و لگد کرد.

-فراموشت کردم..

جئون تلخ خندید.

-دارم از دوریت دیوونه میشم، عوضی..

______________________________________________

شرایط پارت بعد:
لایک: 58
بازنشر: 28
کامنت: 150 (استیکر قبول نیست)
دیدگاه ها (۱۱۰)

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:73کیم با عصبانیت وارد ماشین شد و یونگی هم سوار ص...

فالوشههhttps://wisgoon.com/jeon-hanmin

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:50بوسه ادامه داشت.. جونگکوک توان مقاومت نداشت.. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط