از خواندن این نوشته فریدون مشیری سرمست شوید!

از خواندن این نوشته فریدون مشیری سرمست شوید!

به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش، نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست
یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی......
دیدگاه ها (۲۰)

♥♥

♥♥

سلامممممم صبح دوستان گلم به خیرررررر.امیدوارم روز بسیار عال...

درسته دختراي امروز نميتونن مثل ماماناشون آشپزي کنن.....ولي خ...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

اینجوری عاشقم بودی؟ Part²✨فردا صبح شوگا ساعت ۸ صبح پاشد و رف...

the beauty of blindness part 1️⃣2️⃣ (پایانی)آدوینآنقدر بغلش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط