صبحی که

صبحی که
تو باشی و غزل باشد و آغوش
یک صبح پر ازخاطره ونیک سرشت است

گویی که
در آغوش خودت معجزه داری
آغوش توچون تکه ای از باغ بهشت است

#مسعود_محمدپور
دیدگاه ها (۱)

گاهی هیچ صبحی به تکرار واژه های لبخند به نگاه تو حادثه نمی ش...

یک استکان طراوت گل‌های تازه دمیک لقمه آفتاب سحر ناشتای توهر ...

صبح واژه واژه عشق است که از حضور تو وام میگیرد و زندگی امیدی...

با دیدن توتعریفم از عشق تغییر کردنه می‌خواهم برای تو بمیرمو ...

در اردیبهشت، همه چیز می‌چسبد!قهوه می‌چسبد، چای می‌چسبد شعر م...

وقتی دوست دختر جونگکوکی: وقتی تو دوست‌دختر جونگکوک باشی، هر ...

امسال تولد هیونجین خیلی عجیب غریب شد اصن نفهمیدیم امروزه یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط