نشد ...

نشد ...
گرچه می خواستیم هم نمی شد !!

عجیب وصله های ناجوری بودیم

من تو را
زیادی میخواستم و
تو قانع بودی به شب و صبحی بخیر

از دلمردگی اش که بگذریم
درس خوبی بود !

آموختیم که

" یکی زیاده خواه و دیگری قناعت پیشه "

جفتهای جوری در نمی آیند ...
دیدگاه ها (۱)

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

I'm not jealous part 48جونگکوک بیچاره رسما روی جای بدش نشسته...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۱اصلا فکرشم نمیکردم که ک...

پارت چهاردهم | صبحی که تازگی دارد. پارک لارااولین چیزی که حس...

My lovely neighbor part : 45

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

نشد ...گرچه می خواستیم هم نمی شد !!عجیب وصله های ناجوری بود...

.نشد ...گرچه می خواستیم هم نمی شد !!عجیب وصله های ناجوری بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط