همه لرزش دست و دلم از آن بود

همه لرزش دست و دلم از آن بود
که عشق پناهی گردد
پروازی نه،گریزگاهی گردد ...
دیدگاه ها (۱)

تعداد آدمهایی که من واقعا دوستشان دارم زیاد نیستتعداد کسانی ...

♣ تــ♥ ــو♣ #نَبـاشی #مـن #بـه_یـک_پلـک_زدن #خــواهم_مُــرد...

بی شک جهان را‌به عشق کسی آفریده‌اند ،چون من که آفریده‌ام از ...

پنهان کن مرادر نهانخانه دل‌اتبسان گلخانه‌ای که از حریق تو سو...

از آن دمی که دلم راه گریه را گم کردنسیم عشق وزید و گفت: پناه...

هر آن‌چه در قلب می‌گذرد را نمی‌توان گفت؛برای همین خدا آه، اش...

لرزشِ خفیفِ و سردی دست‌هایش، در میان گرمای دست پسر، ناپدید ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط