* کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم*

* کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم*
من زنده ام و زندگی
ارزش رفتن دارد،
آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم
گوش ناامیدی را کر کند،
خوب میدانم که گاه کفشها،
پاهایم را میزند، میفشارد و به درد میاورد،
امامن همچنان خواهم رفت،
زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد،
ماندن در کار نیست.
گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم
نمی اندیشم،
ولی این را میدانم؛
گذشته با آینده یکسان نیست،
زندگی نه ماندن است نه رسیدن،
زندگی به سادگی رفتن است،
به همین راحتی،
زندگی چقدر آسان است…
دیدگاه ها (۴)

لمسِ تن توشهوت است و گناهحتی اگر خدا عقدمان را ببندد….داغیِ ...

☺

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنممن زنده ام و زندگیارزش...

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنممن زنده ام و زندگیارزش...

* ♥ کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم*من زنده ام و زندگ...

* ♥ کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم*من زنده ام و زندگ...

* ♥ کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم*من زنده ام و زندگ...

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم من زنده ام و زندگیارز...

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم من زنده ام و زندگیارز...

کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم من زنده ام و زندگیارز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط