خیال می کنم دست های تو در دست های من است
خیال می کنم دست های تو در دست های من است
و این کوره راه، همان است که به دیلمان می رسد
و یک نسیم خنک ...
از ظهور ناگهانی ابرهاست
روبه روی جنگل ایستاده ایم
روبه روی غوغای سبزیِ برگ ها
در حوالی این فصل ...
خیال می کنم ...
خیال ...
*
خواب هایم بوی تن تو را می دهد
نکند آن دورتر ها
نیمه شب
در آغوشم می گیری؟
و این کوره راه، همان است که به دیلمان می رسد
و یک نسیم خنک ...
از ظهور ناگهانی ابرهاست
روبه روی جنگل ایستاده ایم
روبه روی غوغای سبزیِ برگ ها
در حوالی این فصل ...
خیال می کنم ...
خیال ...
*
خواب هایم بوی تن تو را می دهد
نکند آن دورتر ها
نیمه شب
در آغوشم می گیری؟
- ۵.۸k
- ۲۰ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط