بهترین دوستت اسمو توصیف

بهترین دوستت اسمو توصیف
اول خودم
از وقتی یادم میاد دوستم بود
وقتی بهم می گف لوسی احساس تنفر نداشتم و سعی می کردم خودم رو اصلاح کنم
وقتی باهام قهر میکرد به هر در و دیواری می کوبوندم که اشتی کنه اونم عین من از قهر بدش میومد چون همیشه بقل دستی بودیم بعد چن دقیقه یه چیزی می گفتیم و عذر خواهیو اشتی...

وقتی حالم بد بود می گفت چته باز دوباره اگه میگفتم هیچی جواب می داد من که تورو خوب میشناسم و یه اهم و اوهوم می کرد و من همچیو بهش می گفتم
وقتی حالش بد بود عصبی می شد با این حال می رفتم سمتش و ارومش میکردم و اجازه می دادم سرم هر چقد می خاد داد بکشه تا خالی شه بعدشم یهو حالش خوب میشد
توهنه کاری شریک هم بودیم همـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه کاری نقاشی. نویسندگی. بازی.خوندن . نوشتن.
حالا هنوزم باهامه و من خیلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی دوسش دارم خیلیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
فک کنم خودش فهمید دارم اونو می گم
بهم نگو خیلی لوسم دیگه یه این دفه
دیدگاه ها (۱۹)

ووووووووووییییییی

وویــــــــــــــــــــی

من رلیتی رو خیلی دوست دارم

دیونشم

(Start Again)Part10نیم ساعتی گذشته بود که لنا اتاق عمل بود ک...

۴ پارتی از کوک { این دو زوج در خانه ) ویو کوک منو و ات رفتیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط