خواستم تا که بگویم به تو اصل سخنم

خواستم تا که بگویم به تو اصل سخنم
ولی افسوس نچرخید زبان در دهنم

خواستم تا که بگویم به تو ... اما هربار
لرزه انداخت نگاهت به تمام بدنم

آه آخر تو کجا و من ناکام کجا
تو که پروانه شدی ، پیله ی من شد کفنم

تو چو خورشید درخشنده نمایانی و من
شمع خاموشم و صد آبله دارم به تنم

آنکه چون سرو و سپیدار بلند است تویی
اینکه چون بید خزان دیده خمیدست منم

چشم های تو چو دریاست من رود شدم
بلکه یک روز دل خویش به دریا بزنم

حتم دارم که فقط جاذبه ی عشق تو بود
علت آمدن و فلسفه ی زیستنم

آه بی عشق یقینا همه دنیا هیچ است
آه بی تو ، منم و ،سایه ام و ، پیرهنم

شانه ات امنترین جای جهان است آری
کاش می شد شود آغوش تو یک شب وطنم

کاش می شد به تو بی پرده بگویم ... اما
حیف صد حیف نچرخید زبان در دهنم
دیدگاه ها (۱)

سلاااممممم بعد مدت ها بابا با دو تا کیسه‌ی پر از میوه‌های ...

خواستم تا که بگویم به تو اصل سخنمولی افسوس نچرخید زبان در ده...

دانسـت چـو با او بہ شـکایت سخنــم هسـت بر جست و بہ یڪ بوسه...

ساعت به وقت پر زدنم درد می‌کند!من زنده‌ام ولی کفنم درد می‌کن...

هوالعشق‌شُغلم این است ، گدایی ز دیار حسنمبعد ، با حفظ سِمَت ...

ای که ارباب شدی که رو به هرکَس نَزَنمآن که از عالم و آدم شده...

محبوبم سلام...، میخواستم برایتان از دردِ دلم بگویم اما همین ...

محبوبم سلام...، میخواستم برایتان از دردِ دلم بگویم اما همین ...

باید برادران زنم را عوض کنم

*** آفتاب لب بامم، پدرِ گریه منم علی اوسطم و پیر عزا و مَح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط