چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داشتید که صبح ها همه را از خواب بیدار میکرد چکارش کردید؟؟؟؟
گفت سرش را بریدیم !!
همسایه ها همه شاکی بودند و میگفتند :
خروس شما ما را صبح ها از خواب بیدار میکند........
آنجا بود که فهمیدم هرکس مردم را بیدار کند باید سرش بریده شود!
در روزگاری که همه از "مرغ" حرف می زنند..
کسی از "خروس" نمیگوید..
زیرا همه به فکر سیر شدن هستند
نه بیدارشدن ...
دیدگاه ها (۵)

...

یک تحویلداربانک میگفت ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ ﺍﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه ...

.؟

وقتی می شود دقایق عمرت را با آدم های خوب بگذرانی، چرا باید ل...

007-پنهان در مه - پارت ۷۴

چندی قبل که مهمان یکی ازآشنایان بودم به او گفتم : خروسی داشت...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق ایرانچ...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق چندی ق...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق ایرانچ...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط