دوست داشتنی پارت

(دوست داشتنی) پارت35

ا.ت:مثل یه دوسته
تهیونگ: مثل خودم و
خودت
ا.ت:ولی اون کس دیگه رو دوست
داره حالا ولش کن تو بگو
تهیونگ:ا.ت من که گفتم
یکی دوست دارم ولی
اون منو دوست نداره
ا.ت: خب کیه
تهیونگ:به موقعش بهت
میگم من برم تو اتاق
خودم بخوابم دیگه
ا.ت: باشه شب بخیر
تهیونگ: شب بخیر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت
بعد از اینکه تهیونگ
رفت واقعا تو فکر بودم
که اون کیو دوست داره
واقعا مگه کیه که اینقدر
دوسش داره که حاضر نشده
با کس دیگه قرار بزاره
من که خودم منظورم با
تهیونگ بود احساس میکنم
دارم عاشقش پس باید
سریع از اینجا برم تا دیگه
عاشقش بشم بعد اونو با
یکی دیگه ببینم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تهیونگ
شب خوابم نبرد تو فکر
بودم باز که اونی ا.ت دوسش
داره کیه اخه چرا من چجوری
میتونم بهش بگم که دوسش
دارم اون اصلا باور نمیکنه
و نمیتونم بدون او هم باشم
دیدگاه ها (۴)

(دوست داشتنی) پارت 36صبحخدمتکار: آقاتهیونگ:بلهخدمتکار: پدرتو...

(دوست داشتنی) پارت37ا.ت: چی من بودمداری شوخی میکنی برای اینک...

(دوست داشتنی) پارت 34تهیونگ: بریما.ت: داره از صورتتخون میادت...

(دوست داشتنی) پارت 33بعد از مهمونیا.ت: آقای کیم تهیونگببخشید...

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

آره خب اون می‌دونه تو دوسش داری..اما اون یکی دیگه رو دوست دا...

love Between the Tides⁶⁴ا/تاز خواب بیدار شدم رفتم صورتم رو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط