فیک: اتاق ۳۱۱

فیک: اتاق ۳۱۱
part⁶

مرده: کسایی که توی زیرزمینB اند دستبندهای دارن برای اینکه از اینجا فرار نکنند
"چه مین: خب باید چیکار کنم؟"
مرده: باید بری توی دفتر رئیس و اونجا باید بری توی اتاق و اسم منو وارد کنی تا دستبند غیرفعال بشه اسم من جونگکوکه
"چه مین: جونگکوک؟"
مرده: آره،،جئون جونگکوک اتاق ۳۱۱،، باید اینو وارد کنی تا دستبند غیرفعال بشه وقتی ام که غیرفعال شد میتونم برم بیرون وقتی ام که رفتم تو رو به‌خیر منم بسلامت،،قبوله؟
"چه مین: من نمیتونم آدمای که بیمارن رو تا درمان نشدن بزارم برن بیرون من سوگند نامه امضا کردم"
مرده: توی سوگند نامه هم این بود که نباید بیای توی زیرزمینB
"چه مین: خب من که گفتم که نمیدونم چرا آمدم اینجا آسانسور خودش خراب بود تقصیر من چیه"
مرده:خب پس منم نمیتونم کمکت کنم اگه هم از اینجا نری بیرون رئیس دیونه ات یه بلای سرت میاره دیگه خود دانی
"چه مین:..م...منن"
مرده: من چی....میخوای بری بیرون یا نه
"چه مین: معلومه"
مرده: تو برای اینکه از اینجا بری به کمک من نیاز داری منم برای اینکه از اینجا برم به کمکت احتیاج دارم حالا قبوله یا نه؟
"چه مین: ........باش..باشه..قبوله"
مرده: خوبه

*جونگکوک دستش رو سمت چه مین دراز میکنه*


"چه مین: چیه؟"
مرده: ببینم از پشت کوه امدی؟چرا هیچی‌نمیدونی تو
"چه مین: خب تو الان چی میخوای؟"
مرده: وقتی دونفر با هم قرار میزارن دو طرف باهم دست میدن
"چه مین: خب؟"
مرده: ای بابا چرا اینقدر خنگی تو خب باید باهم دست بدیم دیگه
"چه مین: آهان باشه"

*چه مین و جونگکوک با هم دست میدن بعد......*

[(پایان part⁶)]
دیدگاه ها (۰)

فیک: اتاق۳۱۱[(خب اینو نمیزارم part برای اینکه میخوام برای فی...

تولد تهیونگ ۱۰/۹ بود از اون موقع تا الانم ۵ روز میگذره خدای ...

فیک: اتاق۳۱۱نویسنده:همه تون گفتید که بجای جوکیونگ جونگکوک با...

فیک: اتاق۳۱۱واقعا ببخشید واقعا ببخشیدمیدونم که زیادی دارم ای...

گل خونی پارت 26تهیونگ رفت به جیمین و شوگا گفت + ما نمیایم شم...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.14شروع کرد به توضیح دا...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی داری لباس عوض می کنی و میان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط