چند شاتی جیمین

چند شاتی جیمین

part 1

درحالی که از اتاق مخصوصش، با لباس شنا در‌میومد به سمت استخر رفت..

پسر لبه ی استخر نشسته بود و‌پاهاشو داخل استخر آویزون‌کرده بود

دختر لبه ی استخر وایساد

-بیب.. میای شنا کنیم؟

+ام.. راستش میترسم..

پسر خندید

-ترس نداره که..
به سمت دختر برگشت..

با دیدن لباس دختر لبخندش محو شد

-این‌چه لباسیه؟!

+جیمین اومدیم شنا، نکنه انتظار داری لباس بلند بپوشم؟

-آخه این؟اینجا کلی پسر هستش..

+خب من‌چیکار کنمممم مگه رفتم بهشون....

تا خواست ادامه حرفشو بگه جیمین محکم دختر رو داخل آب پرت کرد

صدای جیغ دختر و خنده پسر

دختر با نفش نفس سرشو آورد بالا شنا کرد...

+خرررررر...نمیگی غرق میشم؟

-حقت بود.. تا تو باشی اینجوری لباس نپوشی

دختر یه اخم خیلی غلیظ کرد

محکم از داخل آب، دست پسر رو گرفت و کشید داخل استخر..

صدای آب و خنده ی دختر

+حقتههه

پسر درحالی که موهای خیسش رو با دستش عقب داد، پوزخند زد
دیدگاه ها (۰)

چند شاتی جیمینpart ۲-عه..؟ اوکی..‌خودت خواستیبعد یهو رفت زیر...

چند شاتی جیمینpart ۳جیمین ات رو سوار‌ماشین کرد و لباس هارو د...

چندشاتی جین.part 2پیشبند هاشون و کلاه های آشپزیشون رو گذاشتن...

چندشاتی جینpart 1با بی حوصلگی داخل اکسپلور اینستا چرخید..گوش...

.. MY DOOL.. بعد اینکه صبحونمون رو خوردیم سفره رو دو تا یی ج...

I like this mistake.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط