عاشق شدن و خیر ندیدن، هنر ماست

عاشق شدن و خیر ندیدن، هنر ماست
این تابلوی نصفه ی در هم، اثر ماست
چون کوه که پاگیر زمین است،نشستیم
این فاصله ها تا به ابد، دردسر ماست
بگذار بگویند که این رابطه نحس است
این لق لقه ها، کهنه ترین همسفر ماست
باید که به این فاجعه بی وسوسه دلبست
این فاجعه ی تلخ فقط، رهگذر ماست
قبل از همه یک چای و کمی شعر بنوشیم؟
شیرینی این عشق، همین شعر تر ماست
دیدگاه ها (۳۷)

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...از بس دویدم و نرسیدم دلم گرف...

تاصدایی اشنا امد گمان کردم توییتا نگاری با وفا امد گمان کردم...

به نام عشق که زیباترین سر آغاز استهنوز شیشه ی عطر غزل درش با...

مثل شعری که به افکار قلم می آیدبه تنِ جمعه چه پیراهن غم می آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط