دیوانه ام ،از دست خودم سیر شدم

دیوانه ام ،از دست خودم سیر شدم
با هر کس همنام تو درگیر شدم

ای تُف به جهان تا ابد غم بودن
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن

یادش همه جا هست،خودش نوش شما
ای ننگ بر او ، مرگ بر آغوش شما

شمشیر برآن دست که برگردنش است
لعنت به تنی که در کنار تنش است

دست از شب و روز گریه بردار گلم
با پای خودم می روم این بار گلم
دیدگاه ها (۳)

مست میخانه نبودم تو خرابم کردییار پیمانه نبودم تو شرابم کردی...

همدم یار شدن دیده تر می خواهد پیر میخانه شدن اشک سحر می خواه...

آخرش یک شب به پایت جان خود را می دهدآن که پای چشم تو ، ایمان...

نبسته ام به کس دل، نبسته کس به من دلچو تخته پاره بر موج رها ...

ص۵۹تاقت نداشتم دانشگاه بدون پریسا برایم حکم سلول انفرادی داش...

درخواستی Part3با نوری که به چشمام میخورد از خواب پاشدم رفتم ...

#p۲۴:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارها/ت رفت سوار ماشین شد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط