دیوانه ام ،از دست خودم سیر شدم

دیوانه ام ،از دست خودم سیر شدم
با هر کس همنام تو درگیر شدم

ای تُف به جهان تا ابد غم بودن
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن

یادش همه جا هست،خودش نوش شما
ای ننگ بر او ، مرگ بر آغوش شما

شمشیر برآن دست که برگردنش است
لعنت به تنی که در کنار تنش است

دست از شب و روز گریه بردار گلم
با پای خودم می روم این بار گلم
دیدگاه ها (۳)

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_65با دستم هلی به کتابخونه دا...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

متن آهنگ علی سورنا صاعقهتو ذهنم لحظه لحظه صائقه استیه دنیای ...

P2بعد از کلاسا با آدلا بیرون مدرسه رفتم. مثل همیشه پیاده به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط