«I love you baby »

«I love you baby »
Part-7
ویو لنا*
واییییییییی، خیلی خوشحالم توی امتحانی که جونگکوک ازم گرفتن قبول شدم ، بعد از امتحان خوشحال به خونه برگشتم و لباس هام رو عوض کردم و روی تخت دراز کشیدم و با گوشیم فیلم دیدم بعد از تموم شدم فیلم ، یه دوش ۵ مینی گرفتم و بعد روتین پوستی و کار های مربوطه رو انجام دادم و لباسی که با رزی برای امشب خریده بودم رو پوشیدم (براتون لباسش رو گذاشتم ) خیلی زیبا شده بودم حدودا یک ساعت دیگه میرسن پس روی مبل نشستم که گوشیم زنگ خورد ، گوشیم رو نگاه کردم رزی بود و با هم شروع به حرف زدن کردیم.........

ویو جونگکوک*
لنا توی امتحانی که ازش گرفتم قبول شد و عالی بود به نظر من اون بهترین و زیبا ترین دختر دنیاست، قبل اینکه به خونه برم پیش تهیونگ رفتم و بعد با هم صحبت کردیم حدودا بعد یک ساعت برگشتم و به خونه رفتم ، لباس هام رو عوض کردم و به حموم رفتم، اومدم بیرون و کار های مربوطه رو انجام دادم و بعد همراه پدر و مادرم به خونه اقای پارک رفتیم .......

ویو نویسنده٬
جونگکوک و خانوادش به خونه اقای پارک رفتن و لنا در رو واسشون باز کرد و بعد از یکم صحبت درمورد شرکت و اقای جئون شروع به حرف زدن کرد...‌.‌......
اقای جئون: خب ما همگی بخاطر موضوعی مهم اینجا جمع شدیم، ما (منظورش خودش و اقای پارک هست ) تصمیم گرفتیم برای پیوند بیشتر بین شرکت ها جونگکوک و لنا با هم ازدواج کنن.

ویو لنا*
چییییییی، یعنی درست شنیدم قراره من و جونگکوک با هم ازدواج کنیم ، من نمیدونم چه حسی به جونگکوک دارم نمیدونستم چیکار کنم برای همین بلند شدم و اجازه گرفتم و به سمت بالکن رفتم تا شاید اروم شم .......

ویو جونگکوک*
دیدم لنا بلند شد و رفت تو بالکن و بیرون رو تماشا میکرد منم اجازه گرفتم و پیش لنا رفتم ......
جونگکوک: لنا ، حالت خوبه
لنا: ...... اره خوبم
جونگکوک:میدونم داری فکر میکنی ...
لنا:جونگکوک این مثل کلاس موتور سواری نیست که بعد یه مدت زودی تموم شه این ازدواجه که ممکنه سال ها یا تا اخر عمرمون طول بکشه ، من، من نمیدونم چه حسی بهت دارم .....
جونگکوک: درکت میکنم ، ولی من تو رو دوست دارم میخوام هر روز بغلت کنم، بهم ۷ روز فرصت بده قول میدم عاشقم بشی.
لنا:........اهی کشیدم گفتم ،باشه
جونگکوک: بریم داخل بیبی؟؟؟
لنا:چییییییی، بیبی؟
جونگکوک:اره دیگه بیبی، از الان ۷ روز من شروع شده دیگه..
لنا: باشه....

ویو نویسنده٬
لنا و جونگکوک داخل رفتن و جونگکوک گفت که لنا بهش فرصت داده و خانواده ها قبول کردن .....

امیدوارم که خوشتون بیاد🎀
قشنگا گزارش نکنید🎀
منم دارم زحمت میکشم 🎀
دیدگاه ها (۲)

راستی قشنگا 💕اینم از لباس لنا که ماله پارت ۷ هست💕

زیبا فالو شه💓 lavender- ۱۰

«I love you baby»part-6ویو نویسنده٬توی این یک ماه جونگکوک به...

«I love you baby »Part-5ویو لنا *صبح زود بیدار شدم یکم درس خ...

«I love you baby»part-2ویو لنا *داشتم به همه سلام میکردم تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط