فردی هنگام راه رفتن

فردی هنگام راه رفتن،
پایش به سکه ای خورد.
تاریک بود، فکر کرد طلاست!
کاغذی را آتش زد تا آن را ببیند.
دید 2 ریالی است!
بعد دید کاغذی که آتش زده،
هزار تومانی بوده!
گفت: چی را برای چی آتش زدم!
و این حکایت زندگی خیلی از ما هاست
که چیزهای بزرگ را برای
چیزهای کوچک آتش میزنیم
و خودمان هم خبر نداریم!
دیدگاه ها (۲)

میدونی چی عصبانیم میکنه؟ آفرین ، همه چیز.

ممنونم که انسان هارو از خرید فیک بيسکوئيت مادر باز می‌دارید!

گلیییی گم شددد😭😭

توی "i dont want talk im dancig dancing" ترین حالت ممکنم

#پیرمرد ی تمام عمرش را بین #بازار و #کوچه سر می کردهرکسی بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط