خدايا:

خدايا:
تو را غريب ديدم و غريبانه غريبت شدم
تو را بخشنده پنداشتم وگنهکار شدم
تو را وفادار ديدم وهر جا رفتم بازگشتم
تو را گرم ديدم و درسردترين لحظات سراغت امدم
تومراچه ديدي؟؟؟
وفادارماندي؟؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

در جست و جوی خاطرات.پارت ۱۵

Which one part ۱۶تقریبا متن رو حفظ بودم که یک نفر اومد و گفت...

مافیای من

part4 «پوزش بابت تأخییر » که همهشون به من نگاه کردم و من گ...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

KIM V

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط