دلم نمی‌خواهد "حالا" را باور کنم

دلم نمی‌خواهد "حالا" را باور کنم
"حالا" چیزی‌ست شبیه به مرگِ مادربزرگ
همان قدر غم انگیز و جگرسوز!
"حالا" چیزیست شبیهِ حالا
شبیهِ وقتی هایی که ندارمت
شبیهِ همیشه .........
دیدگاه ها (۱)

می بایستی در این زندگینزدیکِ او بوده باشمهرگز نمی‌خواستم او ...

زنــدگـــی . . .حســرتِ یـک شــادیِ معمــولــی بــود .......

همیشه برای من سوال است که چرا همه ی آدم ها از یک تقویم مشترک...

میدونی مکزیکی هادرباره اقیانوسِ آرام چی میگن؟اونا میگن که اق...

سرم را شاید دیگران بتوانند گرم کنند اما از وقتی ک تو نیستی ه...

شروع رمان جدید عشق خلافکار

من و تو فقط بازنده‌ایم، عزیزکرده.تو نتونستی دستامو بگیری و ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط