عاشق کارمند شدم

عاشق کارمند شدم
part۱۰

یواش دامنمو در میاورد میخاستم در برم ولی خیلی سنگینه

ایشششش تهیونگگگ مح باکرم ولم کنننن

+ چه خوب مال خودم میشی

- چیییی ــــــــ
قبل اینکه چیزی بگم لباشو گذاشت رو لبام و وحشیانه مک میزد

انگار داشت از لبام خون میومد به خودم اومدم لباسمو از تنم

در اورده بود لباس خودشم همینطور(استغفرلله منحرف نشید

🤣🤣) از لبام دل کند و رفت سراغ گردنم و کیس مارک های

بنفش میکاشت

+ تا حالا کلی رابطه داشتم ولی ات خیلی خاصه چون من اونو

دوست دارم کم کم رفتم پایین ه به گیلاساش رسیدم یکی رو

می خوردم و یکی دیگه رو میمالوندم که دیگه نتونستم و بدون

شمارش دیکمو واردش کردم

- اییی بی پدر

+ فقط ناله عاححح چقد تنگی

- تند ترر

+چی خودت خاستی

+ عحح ددی

چندمین بعد خسته شدیم و رفتم کنار ات دراز کشیدم که خوابمون برد

فردا صبح

+ اتتتت پاشوووو تو شرکتیم

& رءیسس


❗اصکی ممنوع❗

46لایک
65کام بیب
دیدگاه ها (۶۸)

ɪ ʟᴏᴠᴇ ʏᴏᴜ, ɪ ʟᴏᴠᴇ ᴇᴠᴇʀʏᴛʜɪɴɢ, ʏᴏᴜʀ ᴡᴏʀᴅꜱ, ʏᴏᴜʀ ᴍᴀɴɴᴇʀꜱ, ʏᴏᴜ...

جهت خز کردن...

عاشق کارمند شدمpart 9لباساتو و لباساشو دراورد و شروع کرد مک ...

موزیک چت....!https://wisgoon.com/mobp784

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط