وقتی هم دانشگاهی بودید و

وقتی هم دانشگاهی بودید و
Part:⁴
حتی فکرشم بهم حالت تهو دست میده صدای پچ پچ های بچه ها رو می‌شنیدم از ته کلاس وای خدایا دارم کابوس می بینم ؟؟ یعنی چی یعنی واقعا بچه ها فکر میکنن ما باهم قرار میزارم وای خدایا کل دانشگاه می‌دونن من از پارک جیمین متنفرم فقط منتظر موندم تا این زنگ کوفتی تموم بشه تا ببین به کی میگن با پارک جیمین قرار میزاره صدای زنگ به صدا در اومد که محکم کیفم و گرفتم و رفتم سمت پیکمی کلاس
+ کیم سو مین !

$ او آت مشکلی پیش اومده ؟ ( لوس)

+ نه ولی انگار یکی اینجا داره مشکل درست می‌کنه ( جدی )

$هوم کی ؟ ( بی خیال )
&آت بیا دیگه باید تا قبل از ساعت ۴ اینجا رو تمیز تحویل بدیم

$او مثل این که لونا منتظره بای ( دوید به سمت در خروجی )

+یا لونا مگه نمی مینی داشتم مچش رو میگفرتمممممم

&آت بسه دیگه خواهش میکنم بیا زودتر تمیز کنیم این کلاس کفتی رو بعد بریم

+این کلاس فقط با وجود پارک جیمین کوفتی میشه ( چشم غره)

&یاااا باشه حالا بیا بریم دیگههه دیوونه بین شما دوتااا
( آت و لونا به سمت لوازم تمیز کاری رفتن که جیمین رو دیدن )

&خوب گفته باشم من به تار عنکبوت ها دست نمی زنمااا


/هوم من که اصلا به چیزی دست نمی‌زنم خوب باید برم خانوما این جا رو خوب تمیز کنید به استاد هم بگید که بودم وگرنه کاری که الان می‌خوام با اون دختر تو عمارت هست بکنم رو فردا با شما میکنم ( پوزخند )

ادامه دارد
دیدگاه ها (۵)

سلام قشنگام چطورین؟؟؟دیگه مدرسه ها داره باز میشه و بله دیگه ...

وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part: ³وای نه ایکاش بر می‌گشتم به...

وقتی هم دانشگاهی بودید و ...Part:²میدونستم بزرگ ترین ترسش چی...

درخواستی وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part:¹+لونا ..! نه !!( ن...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p2همه رفتیم تو کل...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

پارت ۸بعد دوباره یاد اون قضیه افتادم اخم کردم و به مسیر جلو...

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

پارت یک لونا: خدایا من کجام پدرو مادرم کجان هوففف بیخیال بزا...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 17نویسنده:«اونا درحال حرکت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط