رفته ای....

رفته ای....
و تنها خاطره ای که به جا مانده ....
دست های من هستند
نمیتوانم دور بریزم شان.....
دیدگاه ها (۲)

تو اولین روز بهار بعد از هزار سال زمستانی.....

برای خودت ارزش قایٔل باش ....

بی تابم و انگار تمام حوصله های جهان به یکباره در من تمام شده...

حاجی رفتم یه چند تا بازی انیمه ای بریزم نتم نمی‌کشید گنشین ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط