این بار زنده می خواهمت

این بار زنده می خواهمت
نه در رویا
نه در مجاز

این که خسته بیایی
بنشینی در برابرم در این کافه پیر
نه لبخند بزنی آن گونه که در رویاست
ونه نگاه عاشقانه بدوزی در نگاهم

صندلی ات را عوض کنی
در کنارم بنشینی
سر خسته ات را روی شانه ام بگذاری
وبه جای دوستت دارم بگویی

گم کرده ام تو را، کجایی ..
دیدگاه ها (۱)

در دل تنهای باران،من صدایت می کنمبر عبور دیدگانت،جان فدایت م...

چایِ من لبریز و لب دوز است و لب سوز آااای!می خوری با من تو ...

سلام ... خدای زیبایمیک روز زیبای دیگر را با ترنم دلنشین پرند...

عاشق خدا باش!او تو را ترک نخواهد کردو هرآنچه را که نیاز داری...

بیرون باران بی‌امان به شیشه می‌کوبهاو بدون هیچ گونه پلک زد...

پارت پنج دیر میزارم ویسگون هنگ داره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط