یکی را دوست می دارم …

یکی را دوست می دارم …
یکی را دوست می دارم ولی افسوس
او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من
که او را دوست می دارم
ولی افسوس
او هرگزنگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست می دارم
ولی او برگ گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند
دیدگاه ها (۴)

به قلب ِ من تو با چشمت ، تو هر دم می زنی تیشه نکن با قلب ِ م...

یک بوسه ندادی ز تو صد بوسه گرفتمدر مکتب ما بوسه‌ی اجبار حلال...

پستی که اشکتو درمیاره ... ↩پیـــــرمردی موبایلشو بـرد تعمیر ...

یه حرفی باهاتون داشتم

بـه وسـعت خـورشیـد و مـاه، بـه بلنـدای کـوه، بـه سبـزی بـرگ ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.39(روایت از زبان نویسند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط