عشق مدرسه ای

عشق مدرسه ای
پارت ۴

پایان فلش بک


اگه بخواد اون بالا رو سرم بیاره مطمعنم دیگه زنده نمیمونم برای همون اتفاقم فقط ۳ ماه قرص افسرده گی میخوردم ینی الانم میخورم فقط کمتر، هعی من چرا زندگیم اینطوری شد، چرا قبول کردم که از فرانسه بیام کره و اینحا درس بخونم.

خوردن زنگ مدرسه

ویو لیا

چه خوب امروز مسخره ام توی این مدرسه ی مسخره تموم شد.
دیدن یکی داره صدام میکنه ، دیدم کوکه. اون چیه دستش؟شیر موزه؟

کوک:آه دختر صبر کن دیگه چقدر تند راه میری.(نفس نفس زدن)
لیا:ببخشید کوک حواسم نبود داری صدام میکنه.
کوک:هوف اشکالی نداره. اها راستی بیا این مال توعه.
لیا:مال من(تعجب)
کوک:اره دیگه بگیرش(لبخند)

این کوک خیلی مشکوکه ولی خیلیم کیوته.
وای خدای من
من دارم چی میگم.
هعی لیا حواستو جم کن نباید دوباره عاشق بشی مخصوصا کسی که دوست تهیونگه.

لیا:راستی کوک تو با تهیونگ دوست معمولی هستی؟
کوک:نه راستش من و اون از بچگی باهم بزرگ شدیم مامان اون و من باهم دوستای مدرسه ای و صمیمی بودن ، و هنوزم هستن دلیل صمیمیت ما مامانامون هستن(لبخند)


وای خدای من اون دوست صمیمی تهیونگه پس ینی.....



لایک کن🗿
دیدگاه ها (۹)

عشق مدرسه ایپارت۵پس ینی قراره مث تهیونگ قلدری کنه.لیا:ام جون...

عشق مدرسه ایپارت۶برای هم کادوهای قشنگ می‌خرن و آرزو میکنن که...

وقتی خواهرشونیم و کله میکنیم میریم‌توی اتاقشون و بهشون‌ میگی...

وقتی بارداری میزننت و از حال میری میبرنت دکتر و میفهمن باردا...

پارت سیزدهمدر آغوش زندان که یهو گوشی ته زنگ میخوره گوشیش رو ...

پارت نوزدهمدر آغوش زندان لیا:واسه چی کوک با من اینجوری رفتار...

پارت سیزدهمدر آغوش زندان که یهو گوشی ته زنگ میخوره گوشیش رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط