دستهایم باز می لرزند
دستهایم باز می لرزند
اشکهایم قطره قطره باز می لغزند
باز هم خواب می بینم ؟!
خدایا این چه رویایی است؟
این چنین ملموس
اما چون حباب
گرم و شیرین مثل تو
تلخ و غمگین مثل خواب
دستهایم باز هم بوی تو را دارد ولی
نیست در قلبم توان باوری
آه، اینجا بی رمق، گریه کنان
چگونه می کنم باور تو را ؟
بودنت را در کنار بودنم
دوست می دارم ولی حالا چرا ؟!
کاش می شد لحظه ها را تازه کرد
کاش وقتی آمدی
خنده ای روی لبانم می نشست
آه ، کاش آن لحظه می دانستم که این بیداری است
و نه آن رویای غمگین و تباه!
حال اینجا این اتاق
پر ز تصویر تو است
ای همیشه خوب من
این صدا مال تو است
می توان باور نکرد...؟
اشکهایم قطره قطره باز می لغزند
باز هم خواب می بینم ؟!
خدایا این چه رویایی است؟
این چنین ملموس
اما چون حباب
گرم و شیرین مثل تو
تلخ و غمگین مثل خواب
دستهایم باز هم بوی تو را دارد ولی
نیست در قلبم توان باوری
آه، اینجا بی رمق، گریه کنان
چگونه می کنم باور تو را ؟
بودنت را در کنار بودنم
دوست می دارم ولی حالا چرا ؟!
کاش می شد لحظه ها را تازه کرد
کاش وقتی آمدی
خنده ای روی لبانم می نشست
آه ، کاش آن لحظه می دانستم که این بیداری است
و نه آن رویای غمگین و تباه!
حال اینجا این اتاق
پر ز تصویر تو است
ای همیشه خوب من
این صدا مال تو است
می توان باور نکرد...؟
- ۳.۴k
- ۱۱ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط