از روزگار هیچ مرادی نیافتیم

از روزگار هیچ مرادی نیافتیم
آزرده‌ایم لاجرم از روزگار خویش
دیدگاه ها (۱)

بی‌یار دل شکسته و دور از دیار خویش درمانده‌ایم عاجز و حیران ...

ما رفته ایم از خویش. شبهایمان پر از تشویش..

صائب تبریزی (زیر سنگ آسیاب روزگار افتاده ایم)

مابخاطر یه خط تجربه؛ یه کتابخونه تاوان دادیم⛓🩸...با این سن.م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط