چند ماه از اتفاقات گذشته بود. اوضاع در قصر آرام‌تر شده بو

چند ماه از اتفاقات گذشته بود. اوضاع در قصر آرام‌تر شده بود، اما زیر این آرامش، تنش‌ها و احساسات ناپایدار همچنان جریان داشت.

شاه اعلام کرد که به مناسبت جشن سالانه "اتحاد الهه‌ها"، شاهزاده‌ها باید به دهکده‌ی میرا سفر کنند؛ دهکده‌ای مهم و مقدس که میزبان جشن است.

قرار شد شاهزادگان به همراه همراهان خود برای یک هفته در آن‌جا بمانند، در مراسم شرکت کنند، با مردم آن دهکده دیدار کنند و قدرت‌هایشان را به نمایش بگذارند.

همراهان هر شاهزاده موظف بودند با آن‌ها بروند، حتی آسا... با اینکه هنوز هیچ قدرتی نداشت. اما این بار، حضور او در جمع، بیشتر از همیشه توجه‌ها را به خود جلب می‌کرد.
دیدگاه ها (۱)

وقتی کاروان سلطنتی به دهکده رسید، جمعیت با احترام کنار ایستا...

سوزی با صدایی لرزان قدمی جلو رفت:– تهیونگ...تهیونگ بدون اینک...

جیمین به آرامی در اتاق پدرش را باز کرد و وارد شد. پدر، شاه، ...

جیمین بعد از شنیدن حرف‌های ریان، چند لحظه ساکت کنار تخت ماند...

در دنیای سلطنت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط