که یهو در باز شد

که یهو در باز شد
دکتر بود
دکتر :خب یه مدت باید استراحت کنید بعد از اینکه سرمتون تموم شد میتونید برید
ا.ت:ممنون ........ دکتر رفت وصرم تموم شد
یونگی :باشه من میرم تو هم لباستو بپوش
..
ویو ا.ت
این پلیسه آخه ازم چی میخواد لباسامو پوشیم
که یونگی اومد یونگی:بریم؟ ا.ت من خودم میرم عادت کردم. که یهو خودمو رو هوا حس کردم
ویو یونگی
ا.ت گفت عادت کرده و من زود براید استایل
بغلش کردم
ا.ت:وادف بزارم زمین
یونگی :آروم باش
ویو ا‌ت سرم و روی شونش گذاشتم که روی گردنش یه خال کوچک با یه تتو ریز بود دقیقا مثل شوگا !
دنیا رو سرم خراب شد بغصی که داشت این ۱۴ سال گلوم چنگ میزد رو دیگه نمیتونستم تحمل کنم
ا.ت :بزارم زمین [با جدیت]
یونگی: باشه چرا عصبی میشی
...
دیدگاه ها (۲)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

رمان :قرارداد سرنوشت

سرنوشت پارت (۱۲)

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط