سرآغاز شعرهایم ازچشمانت شروع شد

سرآغاز شعرهایم ازچشمانت شروع شد
وقتی نگاهت گفت
(دست به قلم باش)
عشق می ورزم
بریز روی دفترت…

#
دیدگاه ها (۳)

کاش می شددر ورای خاطرات کودکیچرخ گردون فلکساعتی زین گردش بی ...

کــــاش تمــام بـــودن ها از روے عشــــق̲ بود ولی افســوس ای...

از عذاب بی" تو" بـودندر سکوت خود خرابـمدوری از صورت ماهــتهر...

بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن استبی هدف رفتن و سر به چاه ک...

پروانهگلی در حال پرواز استو گل،پروانه ای در بند!

#تو چقدر عشقییه چیزی شبیهِ بغل محکم بین یه عالمه خستگیهمون ق...

درست کنار ثانیه های بی قراری امکنار دل شوره های شیرینمتو کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط