به شوق لعل جان بخشی که درمان جهان با اوست

به شوق لعل جان بخشی که درمان جهان با اوست
چه طوفان می کند این موج ِ خون در جان ِ پُر دردم

وفاداری طریق عشق مردان است و جانبازان
چه نامردم اگر زین راهِِ خون آلود برگردم

در آن شب های طوفانی که عالم زیر رو می شد
نهانی شبچراغ عشق را در سینه پروردم

برآر ای بذر پنهانی سر از خواب ِِ زمستانی
که از هر ذره ی دل آفتابی بر تو گستردم

ز خوبی آب پاکی ریختم بر دست بدخواهان
دلی در آتش افکندم،سیاووشی برآوردم

چراغ دیده روشن کن که من چون سایه شب تا روز
ز خاکستر نشین ِ سینه آتش وام می کردم

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

فراتر از خویش

چه غم دارد ز خاموشی درون ِ شعله پروردمکه صد خورشید آتش بُرده...

#عاشقانه_های_امیر_علی#متن_های_زیبای_عاشقانه#زیبا_عاشقانه_دلن...

در آن شب های طوفانی که عالم زیر و رو می شد نهانی شبچراغ ِ عش...

🦋✨شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردم،ماه اگر حلقه به در ک...

شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت ...

#غزل ؛ #کهن شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم  ماه اگر حل...

شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت...

شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت...

شب چـــو در بستم و مست از می نابش کردممــاه اگر حلقــــه به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط