فریاد

فریاد
که آواره ای گستاخ شدم
از یار و برادر خود داغ شدم
انگور شیرین شیرازی که
بیاد ام بزند
چون پارچه ای از بدنم قاق شدم
هی🥀🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

ماه رخسار ات شدماز پرده ای عصمت بیرون طاق کسراف توقف گشت آمد...

از خیال زشت خود هستم همیشه شرمسار یک عمل نامد ز منغیر از گنا...

چه کنم چاره نیست خود می شوم ملامت بی چاره ناتوانم خوب یا که ...

حریف ها رو در دهمبا آتیش بریان کنمهرجا که حریفی بودزار و پری...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 147♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 104・⁠]⁠ᕗو نگهم داشته بودن. ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط