من باغ زمستان زده دارم تو نداری

من باغ زمستان زده دارم تو نداری
من خرمن طوفان زده دارم تو نداری
از خاطره ی تلخ بهشتی که فرو ریخت
یک میوه ی دندان زده دارم تو نداری
"داش آکلم" و تنگ دلی درد نشان را
بر صخره ی "مرجان" زده  دارم تو نداری
من عهد نوشتم تو نه دیدی و نه بستی
من دست به قرآن زده دارم تو نداری
"گر همسفر عشق شدی"را که شنیدی؟
من اسب به میدان زده دارم تو نداری
من اینهمه گفتم و تو یک جمله نوشتی:
من سرمه به مژگان زده دارم تو نداری
دیدگاه ها (۸۵)

سیصدو شصت و پنج روزِ غریبرفت و دیگر کسی به یاد تو نیست تو شب...

تو نیستی بدون تو تلخ است چای من!ای کاش میرسید به گوشت "صدای"...

شنبه شد باده انگور سفارش دادمغزلی با دف و تنبور سفارش دادمتا...

نکند شعر شوی از لب دفتر به در آیینکند قصه شوی آخر این شب به ...

پارت ۲۴ناروتو و ساسکه با هم قدم میزدند، توی باغ قصر ساسکه.ان...

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت ۲۹🌌بعد شونه بالا انداخت«باش...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 49✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط