ویجیا

ویجیا
خب تولدم دو روز فاصلس
این چتد وقت نمیدونم ولی تهکوک عوض شدن مطمعنم ی خواب جدید برام دیدن
در باز شد این دو عدد منگول نمایان شدن
جیا: اتفاقا تو فکرتون بودمم
که پیدا شدید
نکنه ذهنمو گیخونید
کوک: کم نمک بپرون
ته: جیا
جیا: ها
ته: ها و کوفتت
جیا: خب بلهه بفرما بگو
ته: تولدت پس فرداس
جیا: خب؟
ته: ی حشن بزرگ‌قراره بگیریم
جبا: نبابا ببینم مواد زدی چرا نقدر عوض شدید
کوک: اره زده میخوای بت بده امتحان کن خوبه
جیا: برا خودتون
جیا: داستان چیه چرا ب فکر من افتادید که تولدمه
کوک: چون سر پرستا هم عین خانوادن ب فک ادمن ن؟؟( مسخره)
جیا : نبابا نمیدونستم تازه فهمیدی
پاشدم برم بالا
ته: فردا چند نفر برا اماده شدنت میان
جیا: برو بایا ( بیخیال
رفتم اتاقو روتخت نشستم متکارو گزاشتم جلو دهنم جیغ زدم
جیا: جئغغغغغعغ
تولدمه تولدمههه تولدمههه
دیدگاه ها (۳۵)

ویو جیا خب اولین تولددمه جشن بزرگ؟ منظورشون چیه خدا یا چه فک...

ویو جیاکوک: یعنی دوتا جمله بدون دعوا نمیتونید بگیدد حیا: ن ...

وی جیاکوک: ببین جیا تا الان بات کاری نداشتیم از این ب بد هر...

ویو حیا نگاه سنگین جفتشونو حس کردم جیا: میشه بس کنید بزارد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط