ویو اته

ویو ا/ته:
چشامو که باز کردم، نور صبح کم‌رمق از پنجره اتاق مشترک می‌تابید. هنوز یه روز از وقتی که کوک وارد خونه شد نگذشته بود. بدنم سنگین بود، قلبم تند می‌زد، و یه حس غریب، مثل فشار نامرئی، همه جا رو گرفته بود.

ویو ا/ته (فکر):
«یه روزه اینجا هستم… اما انگار سال‌هاست اینجا زندگی می‌کنم. باید برم WC قبل از اینکه کارامو شروع کنم…»
با آهی بلند از تخت بلند شدم، پاهایم سرد و لرزون بودن. توی اتاق مشترک، وسایل خودمو کنار اتاق کوک گذاشته بودم، ولی هنوز خیلی چیزا رو نمی‌دونستم.

کوک:
از اتاق خودش صدای قدم‌هاش اومد: «ا/ته… چی‌کار می‌کنی؟»
هیچ لبخند، هیچ احساسی. فقط صدای خشک و فرمانده.

ویو ا/ته:
سرم رو پایین انداختم و سعی کردم خونسرد باشم. حتی قدم‌های ساده‌ام هم سنگین و پر از تنش بود.
«من… می‌رم WC…»
با صدای لرزون گفتم.

کوک:
«بدون اینکه سر و صدا کنی برو. هر چیزی که خراب بشه، جوابش با توئه.»
نگاهش، حتی وقتی حرفی نمی‌زد، مثل یه زنجیر روی من بود.

ویو ا/ته:
رفتم سمت WC، هر قدمم با دقت، مثل قدم برداشتن روی یخ شکننده بود. قلبم تند می‌زد و می‌دونستم هر حرکت اشتباه، حتی یه نگاه، ممکنه تنبیه داشته باشه.

ویو ا/ته (فکر):
«تو این اتاق مشترک و تو این شرایط… هیچ حسی بینمون نیست. فقط سلطه و تهدید. جلوی بقیه مودب و خوش‌رفتاره، اما همین که در بسته شد، مثل برده رفتار می‌کنه.»

اجوما (از آشپزخونه صدای بلند می‌کنه):
«دخترم! بعد از WC سریع لباس کارتو بپوش و شروع کن به تمیزکاری! امروز کسی نیست ولی فردا مهمونا میان. همه چیز باید مرتب باشه!»

ویو ا/ته:
لبم رو گاز گرفتم و سرم رو پایین انداختم. هیچ راه فراری نبود. همه چیز فشار و سلطه بود، هیچ آرامشی وجود نداشت.

کوک:
«ا/ته… وقتی اومدی بیرون، لباس‌ها دقیق باشه و وسایل رو هم مرتب کن. اینجا هر حرکت اشتباه، تنبیه داره.»

ویو ا/ته:
سعی کردم نفس عمیق بکشم، ولی هر بار نگاه کوک رو می‌دیدم، حس می‌کردم مثل یه زندانی کوچیکم. این اولین روز جدی بود و هنوز یه اشتباه نکرده بودم، اما می‌دونستم دیر یا زود یه غلط ازم سر می‌زنه و جوابشو می‌دم…
دیدگاه ها (۰)

پارت:4

[👁️👄👁️]#کوک

پارت: ۲

𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒑𝒊𝒆𝒄𝒆: 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌 𝑺𝒖𝒏<🖇️/🌬️>

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط