همخونه اجباری...

همخونه اجباری...
پارت 110.

"ویو جئون جونگ کوک"

چند دقیقه به صفحه‌ی گوشی خیره موندم.

بالاخره نفس عمیقی کشیدم.

_«احتمالاً هنوز بیداره...»

توی چت دوین نوشتم:

جونگ کوک:

«خوابیدی؟»

پیام ارسال شد.

چند ثانیه...

هیچ خبری نبود.

خواستم گوشی رو کنار بذارم که...

و بعد...

سه نقطه‌ی تایپ ظاهر شد.

بی‌اختیار لبخند زدم.

دوین:

«نه.»

جونگ کوک:

«فکر کردم خوابی.»

دوین:

«فکر کردم تو خوابی.»

خندیدم.

جونگ کوک:

«فردا جلسه دارم.»

دوین:

«منم فردا باید برم شرکت.

حیف.»

چند لحظه به کلمه‌ی «حیف» خیره شدم.

بعد نوشتم:

جونگ کوک:

«حیف چی؟»

چند ثانیه طول کشید.

دوین:

«هیچی.»

لبخندم عمیق‌تر شد.

_«دروغگوی کوچولو...»

تایپ کردم:

جونگ کوک:

«سوآ و ملیس رسیدن؟»

دوین:

«آره.

خیلی رو اعصابن.»

جونگ کوک:

«مطمئنم تو بیشتر رو اعصابی.»

دوین:

«😒»

جونگ کوک:

«😌»

دوین:

«پررو.»

جونگ کوک:

«بچه.»

دوین:

«گوریل.»

جونگ کوک:

«اردک اخمو.»

دوین:

«بیشعور.»

چند ثانیه بعد...

یه عکس از طرف دوین اومد.

پتو رو تا روی بینیش کشیده بود.

فقط چشم‌هاش معلوم بود.

زیر عکس نوشته بود:

«دارم می‌خوابم.

مزاحم نشو آقای رئیس.»

بی‌اختیار خندیدم.

از پنجره‌ی هتل عکس گرفتم.

چراغ‌های شهر زیر نور شب می‌درخشیدن.

براش فرستادم.

«منظره‌ی امشب.»

چند ثانیه بعد جواب داد.

«قشنگه...»

بعد از چند لحظه...

یه پیام دیگه فرستاد.

«ولی خونه قشنگ‌تره.»

برای اولین بار...

دلم یه جوری فشرده شد.

نوشتم:

جونگ کوک:

«آره...»

«خونه بهتره.»

دوین چند لحظه چیزی نفرستاد.

بعد فقط یه جمله نوشت:

«زود برگرد.»

به اون سه کلمه خیره موندم.

لبخند خیلی آرومی روی لبم نشست.

جونگ کوک:

«قول می‌دم.»

«پس تا وقتی برگردم، مراقب خودت باش.»

دوین تقریباً بلافاصله جواب داد:

«فقط اگه تو هم مراقب خودت باشی.»

چند ثانیه هیچ‌کدوم چیزی ننوشتیم.

بعد دوین آخرین پیام اون شب رو فرستاد.

«شب بخیر... کوکی.»

با دیدن اون اسم...

قلبم یه ضربان جا انداخت.

لبخند زدم و نوشتم:

«شب بخیر، بچه.»

گوشی رو کنار گذاشتم.

اما تا چند دقیقه...

هم من...

و هم دوین...

به صفحه‌ی چتی که تازه تموم شده بود، خیره موندیم؛

هر دو با لبخندی که خودمون هم دلیلش رو خوب می‌دونستیم.
دیدگاه ها (۱۵)

همخونه اجباری.. پارت 109."ویو جئون جونگ کوک"روز اول سفر...سا...

همخونه اجباری.. پارت 108."ویو پارک دوین"سه‌تایی روی مبل نشست...

پارت ۱۷۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط