صبح
[صبح]
دِن دِدِن دِن دِن
عَهههه آلارم کوفتی . من نمیرم دانشگاه . نمیخواممممممممم
[داخل دانشگاه]
هعی خدا من این زندگی رو بوسیدم .
وارد کلاس میشم که یهو هرکی که بود و کله هاشون رو شبیه یه جغد میچرخونن سمتم و کل اتفاقات اون مهمونی نحس میاد جلوی چشمام .
به هر حال مهم نیست . میخواستم برم سرجام بشینم که دیدم آیکو روی زمین نشسته و چند نفر بالای سرشن . منو که میبینه سریع میاد سمتم .
خیلی آروم میگه:
+ایوکی....متاسفم ،معذرت میخوام ،میدونم کار خیلی وحشتناکی کردم . بچه ها از وقتی فهمیدن حقیقت چیه دارن اذیتم می کنن .
ای کثافت ....پس بلاخره فهمیدی چه حسی داره نه .
یه نگاه به سرتا پاش میندازم . یقه لباسش پاره شده بود و موهاش خیس بود . وضعیت صورتش هم چندان خوب نبود . کتکش زدن؟
دلم براش میسوزه .
+میشه کمکم کنی ..... منظورم این نیست که ازم دفاع کنی فقط میشه کمکم کنی موهام رو تمیز کنم ؟ اخه روش شیر ریختن .
_هوففف باشه بیا بریم .
رفتیم داخل سرویس بهداشتی . جلوی آینه وایسادیم و چشممون به هم افتاد . دقیقا شبیه هم بودیم . موهای طلایی ، چشم های عسلی ، بینی صاف و لبای غنچه ای . تنها تفاوتمون این بود که آیکو موهاش بخاطر شیر رنگشون تره ترشده بود .
[بعد کلاس ها]
ای خدا خستمهههه .
داشتم از دانشگاه خارج میشدم که دیدم جلوی در جمع شدن و دارن باهم پچ پچ می کنن . منم خیلی اتفاقی به حرف های بعضی ها گوش دادم:
○چقدر جذابه .
♤چقدر قد بلنده .
£من از این خوشتیپ ترم .
و...
خیلی بدون اهمیتی و با فاز همه چی به یه ورم داشتم میرفتم که با شنیدن این صدا دیگه نتونستم به یه ورم بگیرم .
+هی بیبی،داری بدون من کجا میری؟
ای عوضی . با عصبا نیت میچرخم به طرفش .
_اینجا چی کار میکنی ؟
+معلوم نیست؟ اومدم دنبال دوست دخترم .
_نمیخواد خودم میتونم برم . توهم الان برو . من با تو یه قدم هم نمیام .
+بیا دیگه .
_نه . الان دوباره مسخرم میکنی . تا در ایستگاه اتوبوس میبریم و بعدش میگی بقیشو خودت برو . هه من دیگه گول نمیخورم .
+من که خودم ماشین دارم . بعدش،تو درمورد من چی فکر کردی من خیلی به زنا احترام میذارم .
یه نگاه به ماشینش میندازم . یه بنز مشکی . وای مامان جون ماشینش از کل زندگی من خوشگلترههه.
باور کن اگه بخاطر ماشینش نبود تا سر کوچه هم باهاش نمیرفتم . میرم سمت ماشین که در رو برام باز میکنه که باعپ میشه بعضی از دخترها حسودی و بعضی هاشون بخاطر جینگولی بودن صحنه ذوق کنن . این مردک هم یه پوزخند میزنه که یهو دلم هوس کرد یکی با مشت بزنم تو اون صورت ازخودراضیه ، آشغاله جذاب و قشنگش .
دِن دِدِن دِن دِن
عَهههه آلارم کوفتی . من نمیرم دانشگاه . نمیخواممممممممم
[داخل دانشگاه]
هعی خدا من این زندگی رو بوسیدم .
وارد کلاس میشم که یهو هرکی که بود و کله هاشون رو شبیه یه جغد میچرخونن سمتم و کل اتفاقات اون مهمونی نحس میاد جلوی چشمام .
به هر حال مهم نیست . میخواستم برم سرجام بشینم که دیدم آیکو روی زمین نشسته و چند نفر بالای سرشن . منو که میبینه سریع میاد سمتم .
خیلی آروم میگه:
+ایوکی....متاسفم ،معذرت میخوام ،میدونم کار خیلی وحشتناکی کردم . بچه ها از وقتی فهمیدن حقیقت چیه دارن اذیتم می کنن .
ای کثافت ....پس بلاخره فهمیدی چه حسی داره نه .
یه نگاه به سرتا پاش میندازم . یقه لباسش پاره شده بود و موهاش خیس بود . وضعیت صورتش هم چندان خوب نبود . کتکش زدن؟
دلم براش میسوزه .
+میشه کمکم کنی ..... منظورم این نیست که ازم دفاع کنی فقط میشه کمکم کنی موهام رو تمیز کنم ؟ اخه روش شیر ریختن .
_هوففف باشه بیا بریم .
رفتیم داخل سرویس بهداشتی . جلوی آینه وایسادیم و چشممون به هم افتاد . دقیقا شبیه هم بودیم . موهای طلایی ، چشم های عسلی ، بینی صاف و لبای غنچه ای . تنها تفاوتمون این بود که آیکو موهاش بخاطر شیر رنگشون تره ترشده بود .
[بعد کلاس ها]
ای خدا خستمهههه .
داشتم از دانشگاه خارج میشدم که دیدم جلوی در جمع شدن و دارن باهم پچ پچ می کنن . منم خیلی اتفاقی به حرف های بعضی ها گوش دادم:
○چقدر جذابه .
♤چقدر قد بلنده .
£من از این خوشتیپ ترم .
و...
خیلی بدون اهمیتی و با فاز همه چی به یه ورم داشتم میرفتم که با شنیدن این صدا دیگه نتونستم به یه ورم بگیرم .
+هی بیبی،داری بدون من کجا میری؟
ای عوضی . با عصبا نیت میچرخم به طرفش .
_اینجا چی کار میکنی ؟
+معلوم نیست؟ اومدم دنبال دوست دخترم .
_نمیخواد خودم میتونم برم . توهم الان برو . من با تو یه قدم هم نمیام .
+بیا دیگه .
_نه . الان دوباره مسخرم میکنی . تا در ایستگاه اتوبوس میبریم و بعدش میگی بقیشو خودت برو . هه من دیگه گول نمیخورم .
+من که خودم ماشین دارم . بعدش،تو درمورد من چی فکر کردی من خیلی به زنا احترام میذارم .
یه نگاه به ماشینش میندازم . یه بنز مشکی . وای مامان جون ماشینش از کل زندگی من خوشگلترههه.
باور کن اگه بخاطر ماشینش نبود تا سر کوچه هم باهاش نمیرفتم . میرم سمت ماشین که در رو برام باز میکنه که باعپ میشه بعضی از دخترها حسودی و بعضی هاشون بخاطر جینگولی بودن صحنه ذوق کنن . این مردک هم یه پوزخند میزنه که یهو دلم هوس کرد یکی با مشت بزنم تو اون صورت ازخودراضیه ، آشغاله جذاب و قشنگش .
- ۱۱۶
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط