خـــــــدا رو چه دیدی؟

خـــــــدا رو چه دیدی؟



شاید یکـــــ روز در کافهــــ ای دنج و خلوتـــــــ



این کلمهـــ ها و نوشته ها صوتـــــــــــ شدند



برایِ گوش هایِ تـــــــ♥ـــــــــو



که رویِ صندلیِ رو به رویِ مـــــ♥ــــــن نشسته ای...



و برای یک بار هم که شده



چایـــــــــِ تو ســـــــــــرد شد



بس که خــــــــــیرهــــــــــ ماندی به مـــــن!

○●•S●○•
دیدگاه ها (۳۵)

عالیهツ

کافه چی بر روی میزها شعر می نویسداینجا طعم دلتنگی ها از قهوه...

تمام فنجان های قهوهکه می گفتند ما به هم نمیرسیم را شکستمو فن...

کافه ای سرد وُ شلوغ وُتنگدود سیگار هنر مندان یا که ره را در ...

پارت ۹۴

پارت ۳۵همه برنامه عروسی را چیدند، همه مهمان ها را دعوت کردند...

پارت ۱۶بالاخره بعد از کلی جر و بحث و بهانه های بی دلیل، نارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط