رمان دریای عشق

رمان دریای عشق
فصل دوم
پارت ۲۶
ویو یونا
لباش رو گزاشت رو لبام با لیس و گاز انگار به بوسیدن راضی نشد براید استایل بغلم کرد و وارد اتاقش شدیم پرتم کرد روی تخت ، تیشرتش رو در اورد دورم حصار زد لباش رو گزاشت رو لبام . بعد از ۱ مین
یونا : امروز حالم خوب نیست .... تهیونگ
رهام کرد از اتاق خارج شد و برگشتم تو اتاقم ، نفس نفس میزدم بعد از چند مین از اتاقم بیرون اومدم تهیونگ جلوم سبز شد
یونا : هی ترسیدم
تهیونگ : خانوم کوچولوی من ترسیده چیکار کنم خوب بشه ؟!!
یونا : تهیونگ ،... کلا حالم خوب نیست ...حوصله تورو ندارم ابرو های تهیونگ جمع شد
تهیونگ : منو تحریک نکن کوچولو واست بد میشه هااا
یونا : امممم بریم فیلم ببینیم
تهیونگ فیلم گزاشت و خوراکی ها رو اورد با هم فیلم دیدیم و خوابیدیم( کنار هم نخوابیدن )
تهیونگ : عشقم پاشو اماده شو باید بریم ختم بابام
از خواب پریدم و موهام شبیه برق گرفته ها بود
یونا : مگه بابات مرده
تهیونگ : اره نانازم
یه لباس سیاه و دامن دار پوشیم یه ارایش ملایم هم مثل همیشه ، رفتم پایین و دیدم صبحانه حاضره .... خوردیم و سوار ماشین شدیم . به ختم رسیدیم
❤️حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۲)

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۲۵ ویو یونا وقتی حرف دکتر رو شنی...

رای گیری برای فیک بعدی زمان اتمام رای گیری : تمام شدن فیک در...

رمان دریای عشق پارت ۱۷ ( جهش زمانی به فردا شب) ویو یونا داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط