هر شب بهانه بود خیابان و کوچه‌ها

هر شب بهانه بود خیابان و کوچه‌ها
می‌خواستم پرنده شوم سمت تو، رها
می‌خواستم دلیلِ غزلهای من شوی
ای عاشقانه‌های مرا تا به انتها
امشب که خُرد وخسته‌ام و سخت منتظر
پنهان شو از نگاهِ شب و ماهِ من بیا!
گیج است حالِ ماهیِ قلبم، صدف ببار!
ای آبیِ همیشه‌ی دریا و موجها!
باید سفر کنم من از این شهرِ بی‌چراغ
از دستِ روزهای بدون تو، بی صدا
امشب کجاست خواب عمیقی که پُر کند
رویای کودکانه‌ی من را دوباره با:
عطرِ تنِ تو، شوقِ عروسک، سکوتِ ماه
امشب من و تو و سفرِ عشق تا کجا...
دیدگاه ها (۳۸)

تو را دل برگزید و کارِ دل شک برنمی داردکه این دیوانه هرگز سن...

رفتی و خاموش شد خورشید من ... قلب روشن چشم پر امید من !رفتی ...

با اینکه مانده است به دل جای پای تو سربسته است تا به ابد ماج...

"چکیده از دلم غزل" برای چشم های توتمام هستی‌ام ببین، تمام شد...

موسیقی

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

در این پهنه‌ی سرد و بی‌انتها، تنها «خودم» مانده‌ام و آیینه؛ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط