خیره که شدیم به هم

خیره که شدیم به هم

فهمیدم می شود ساعت ها پلک نزد

اما

تو در قاب

و من بی خواب ..

#امید_محرابی
دیدگاه ها (۲)

‏دیر کناما بیافقط وقتی‌ که آمدیمرا بردار و برو !من از نرسیدن...

هوس باغ و بهارانم نیستای بهین باغ و بهارانم توسبزی چشم تو در...

چگونه در ببرم جان از این هوا تو بگو اگر رها شوم از بازوان پی...

من و آن کوچه و این زمزمه ی بارانی نکند باز خیالتبرود راه خود...

ما می گیم محوِش شدیم ولی شاعر میگه: «سوزش چشم من از لذت زیبا...

«ما میگویم محوَش شدیم ولی شاعر میگوید‌:سوزشِ چشم من از لذتِ ...

خیره به تو.. حتی پلک نمی‌زنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط