خیره که شدیم به هم

خیره که شدیم به هم

فهمیدم می شود ساعت ها پلک نزد

اما

تو در قاب

و من بی خواب ..

#امید_محرابی
دیدگاه ها (۲)

‏دیر کناما بیافقط وقتی‌ که آمدیمرا بردار و برو !من از نرسیدن...

هوس باغ و بهارانم نیستای بهین باغ و بهارانم توسبزی چشم تو در...

چگونه در ببرم جان از این هوا تو بگو اگر رها شوم از بازوان پی...

من و آن کوچه و این زمزمه ی بارانی نکند باز خیالتبرود راه خود...

سوزش چشم من از لذت زیبایی توست ،خیره بر تو شده‌ام پلک زدن یا...

بعد ساعت 12 بہ بعد میرم تو خواب زمستونی

پنهانت میکنم ...پشت پلک شب !زیر سایه ی شمعدانی ها !دردهان صن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط